پشت پنجره اندیشه ام ، خیالی است به پهنای سکوت تو . دست نوشته های ذهن ملتهبم دو ساله شد .
روزگاری بدنبال حریمی ، ورق پاره ها را جستجو می کردم . به امید آنکه ناله های ذهنم را بنگارم . تا در این وادی گشت و گذار ، نیلوی مرداب همسفرم شد . می خواستم بی پرده بگویم . اما نشد و کلمات در میان راز و رمز ها پنهان شدند و من ماندم و ذهن جستجوگر دوستانی که همگام همیشگی ام بودند . نوشته های این وبلاگ از تخیلات پریشانم نشات گرفته و و در طی این ۲ سال ، وبلاگ سکوت با دست نوشته های من ، پایدار مانده است و موضوعات آن مربوط به هیچ شخص خاصی نیست . تنها برای دل خودم مینویسم و با تمام مطالبش گریسته ام .چهره ی روزگار برای من چندان زیبا نبوده است و مشاهده ی درد انسانهای اطرافم شاید دلیلی برای قدرت قلمم بوده است . به قلم افتخار می کنم که تنها رفیق لحظه های شاد و پر از دردم بوده است . رفیقی که هیچگاه دروغ نگفت ، و مرا در هیچ صحنه ای تنها ننهاد . به ۱۰ سال رفاقتم با وی افتخار می کنم . و امیدوارم این مهم هیچگاه بوی هجران را نبیند . امشب در خیال ماهتاب ، آسمان رنگ دیگریست . خوشحالم .
بهترین دست نوشته ی امسال از نظر من ، متن از خود به خود بوده که بسیار از خواندنش لذت میبرم .با تشکر از تمام خوانندگانی که همیشه سکوتم را ارج نهادند . دوستتان دارم .![]()
مریم
برچسب:
نویسنده: محمدجواد