خرید بک لینک

حمایت از کار و سرمایه ایرانی را نمی توان و نباید تنها بهوجه تولید فروکاست. این سکه روی دیگری نیز دارد که همانا مقوله مصرف و مصرف کنندهاست. فارغ از سیاست های حمایتی از تولید کننده داخلی، مانند طرح ممنوعیت تبلیغکالاهای خارجی مصرف کننده نیز می بایست در مرکز توجهات واقع شود. فرهنگ مصرف کالایایرانی تنها با ممنوعیت تبلیغ و عرضه کالای خارجی نهادینه نمی شود. کالای ایرانیاگر فاقد چهار ویژگی کیفیت، قیمت، تبلیغ و توزیع مناسب نباشد نمی تواند مصرف کننده را برای مصرفداخلی اقناع نماید. از میان این چهار ویژگی می توان وجه تبلیغی را از سه وجه دیگریعنی کیفیت، قیمت و توزیع متمایز نمود. تبلیغات کالا وجه فرهنگی مشوق و اقناعکننده برای مصرف است. تاثیر گذاری تبلیغات کالا به حدی است که حتی می تواند مصرفکننده را به مصرف کالای بی کیفیت و گران نیز مجاب کند. حال آیا با این مقدمه آیا چارهکار را باید در افزایش کمی و کیفی تبلیغات کالای ایرانی جست؟

مصرف، در جوامع معاصر تنها فعالیتی جهت برآوردن نیازهایزیستی و معیشتی نیست. اگر مارکسیسم در عصر صنعتی از خودبیگانگی را در عرصه تولیدجستجو می کرد امروزه با تولید و مصرف انبوه فرایند از خودبیگانگی را باید در مصرفبازجست. مصرف می کنم پس هستم شعار انسان مصرف زده امروزی است. مصرف با هویت پیوندخورده است و مصرف کننده با مصرف هویت فردی و طبقاتی خود را بروز می دهد. در چنینوضعیتی هرگونه تغییر و تحول در مصرف می تواند منجر به نوعی بحران هویتی گردد.

اگر هم اکنون ترویج کالای ایرانی گفتمان مطرح در سطحمسئولین نظام است، گفتمان غالب در زمینه اقتصاد و مصرف در میان عموم مردم گفتمانگرانی و لزوم مبارزه با آن است. بدیهی است که مسئولین موظف اند بای نحو کان باپدیده شوم گرانی و گران فروشی مبارزه کنند و همچنین در ترویج نهادینه سازی فرهنگ مصرف کالای داخلی تلاش کننداما سخن اینجاست که آیا صرف گران نبودن کالا و بالا بردن قدرت خرید و مصرف و صرفمصرف کالای داخلی برای یک جامعه اسلامی و انقلابی کافی است؟ آیا جامعه انقلابی واسلامی یعنی جامعه ای که در آن همگان به راحتی کالای خودی می خرند و به راحتی مصرفمی کنند؟ اگر بتوانیم در ایجاد چنین بستری موفق شویم تازه جامعه ای ساخته ایممصرفی و مصرف زده. درست که مصرف کالای داخلی به تقویت بنیه اقتصادی جامعه منجر میشود و درست که ارزانی و وفور کالا رضایت اجتماعی را به همراه می آورد اما به هرحال برای یک جامعه مصرف زده فرقی نمی کند که کالایی که مصرف می کند خارجی است یاداخلی. اگر با تبلیغات کالای ایرانی هم ولع مصرف، خوره روح و جان مردمی شود ثمریجز از خودبیگانگی و رفاه زدگی نخواهد داشت. زیبنده نظام انقلابی رواج گفتمان سادهزیستی و مبارزه با رفاه طلبی است نه گفتمان غر زدن در باب گرانی کالا. اگرمارکسیسم طبقات فرودست را به انقلاب برعلیه بورژوازی فرا می خواند برای این است کهرفاه را از چنگ معدودی سرمایه دار خارج کند و به عموم جامعه ارزانی دارد اما آنچهبا رجوع به محتوای فرامین امام حاصل می شود مبارزه با خود مفهوم رفاه طلبیاست. آزادی واقعی در مهار کردن نفس امارهاست.

در میان شعارهایی که رهبر انقلاب در ابتدای هر سال جهتگفتمان سازی طرح کرده اند شعار دیگری نیز وجود داشت که مستقیم به مفهوم مصرف اشارهداشت. اصلاح الگوی مصرف. اما به نظر می رسد این شعار تنها به مصارفی خاص مانندمصرف حامل های انرژی و نان و ... تقلیل پیدا کرد. اصلاح الگوی مصرف می بایست اصلاحالگوی مبتنی بر رفاه طلبی یا اصلاح الگوی مصرف زده تعبیر می شد. شاید مبارزه بامصرف زدگی خود شعار دیگری است که باید بعد ها به انتظارش بنشینیم.

---------------------------------------------------------------------------------------------

- این یادداشت در رجانیوز منتشر گردید.

- بازنشر ها : + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، + ، +

- بنده در حال حاضر سرباز می باشم و اوضاع مالی مناسبی ندارم ولی بدینوسیله اعلام می کنم که حلقه ازدواجم که الان شاید حدود پونصد ششصد هزار تومان ارزش داشته باشه را به پاک کننده زمین از لوث وجود خوک کثیفی به نام شاهین نجفی تنها جهت قدردانی و تعظیم شعائر اعطا می کنم.

برچسب: نویسنده: محمدجواد تاريخ: شنبه 3 تير 1391 ساعت: 13:56

صفحه بندی