خرید بک لینک


أعوذُبالله مِنَ الشّیطانِ الرّجیم

بسمالله الرّحمن الرّحیم

يُريدونَ لِيُطْفِؤُا نورَ اللهِ بِأَفْواهِهِمْو اللهُ مُتِمُّ نورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرونَ[1]


باعرض سلام خدمت حضرت ولی عصر، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشّریف ،

چنانکه خود شما بهتر می دانید، تمسخر و تحقیرمؤمنین و مقدّساتشان، روش همیشگی یاوران شیطان بوده و هست؛ چنانکه ایمان آوردن رابه سفیهان و ابلهان نسبت داده و می دهند.[2] تمسخر و توهین به پیامبرانالهی و معصومین، در این عصر آخرالزمان نیز به شدّت افزایش یافته است، چنانکهتوهینات فراوان افراد بیدین به حضرت عیسیعلیه السّلام در غرب را شاهدهستیم.

در ایران و کشورهای اسلامی که بیدینی سرعت رشدیدر حدّ غرب ندارد، این امور معمول نشده است، و بیدینها و بیخداها سعی در عادّیکردن آن دارند. از همین جهت، به طور دائمی سعی در توهین و جسارت به مقدّسات مسلمیندارند. یکی از اموری که اخیراً از فکرهای پلید این افراد برخاسته است، جک سازیبرای جدّ بزرگوار شما، امام علی النّقی الهادیعلیه السّلام است کهاکنون که این را می نگارم، همانطور که آگاه هستید ماههاست که این روال ادامه دارد.

وظیفۀ هر شیعه مقابله با این حرکت است. ولیچگونه می شود با این حرکت مقابله کرد؟ آنها شبهه و نقد علمی ارائه نمی دهند که مابخواهیم جواب بدهیم. جک گویی و توهین و تحقیر هم از مسلمان بر نمی آید. ولی آنهامقدّساتی دارند که می توانیم در پاسخ به پرخاشگری غیرمنطقی آنها، مقدّساتشان رانقد منطقی کنیم. البته به خیال خودشان مقدّساتی ندارند، ولی اشتباه می کنند!! محورمشترک تمام این گروههای ضدّاسلام فارسی زبان که اینگونه به اسلام هتّاکی می کنند،باستانگرایی یا به عبارت دقیقتر پرستش ایران باستان مانند یک خداست، به همراه صدهاتوهم و خرافه که نسبت به ایران باستان دارند و حتی در اوهام خویش گمان می کنند کهتمام علوم جهان از ایران باستان به در آمده است!

ما نیز متقابلاً به نقد این بت بزرگشان، میپردازیم و نقاط ضعف شخصیتهایی که برای اینها از خدا هم بالاتر رفته اند، رانشانشان می دهیم تا هم به رسم اجداد بزرگوارتان، بت شکنی کرده باشیم و هم دشمنانتاندر موضع انفعالی قرار بگیرند، به خود مشغول شوند و کمتر سفاهت کنند.

نظر به اینکه جدّ بزرگوارتان، حضرت علی النّقیالهادیعلیه السّلام، امام دهم هستند، ما ده نقد بر بت اسلامستیزان رابه ایشان تقدیم می کنیم، ولی از آنجا که شما امام زمان ما هستید، این مقالات راخطاب به شما نوشتیم. امیدوارم این عمل ناچیز نزد شما و پروردگارتان، مقبول افتد وشما از خدا بخواهید که نیّت من را پاک و خالص سازد.

باآرزوی هر چه نزدیکتر شدن ظهورتان،

التماسدعا

إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ ، وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ ،وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاكُمْ ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ[3]

***

در گام اوّل، لازم است که یک دورۀ خلاصه برشخصیت کوروش داشته باشیم و بعد به سراغ سایر بخشها برویم:

می توانید برای خواندن بحثهای هر بخش، روی آنکلیک کنید تا استدلالات را به طور کامل بخوانید.

1.شباهتهای سیاستهای کوروش و حکومت استعمارگر انگلیس

۱. هر دو به مردم آزادی دینی می دادند. علیرغم بی اعتقادی بهمقدسات مردمانی که تحت سلطۀ آنها بودند، برای مقدسات آنها کمال احترام را قائلبودند.

۲.هر دو از کشتن سران دشمن خودداری میکردند.(البته در اسناد بابلی سال نهم سلطنت نبونید بابلی می بینیم که آمده است که کوروش به سرزمینی حمله کرد وفرمانروایش را کشت.)

۳.پایتختهای کشورهای تحت سلطه همچنان نام پایتخت را یدک می کشیدند!

۴.مردمان تحت سلطه را از مردمان خود محسوب می کردند.

۵.استقلال تمام کشورها توسط آنها در خطر بود.

۶.هر دو سعی می کردند از رفتاری که باعث نارضایتی مردم مغلوبکه استقلالشان را غصب کرده اند، بشود، خودداری کنند.

۷.هر دو خود را اصلاحگر وضع سایر ملل جا میزنند.

2.کوروشبه احتمال زیاد ذوالقرنین و یک پیامبر نیست

1.اساساًدر پیامبر و حتّی انسان بودن ذوالقرنین، در بین تفاسیر اتّفاق نظر وجود ندارد.

2.کوروشنمی تواند یک بنده خوب خدا نیز باشد، زیرا در منشورش می خوانیم که به خدایان بابلیاظهار ارادت می کند.

3.تمامتواریخ از کوروش خوب نمی گویند و او را فرد صالحی نمی دانند. باستانگراها معمولاًاز تواریخی نقل قول می کنند که به نفعشان است.

4.کوروشبرای هیچ مردمی حق استقلال قائل نبوده است و به جز یک جنگ، در تمام جنگهایش آغازگرجنگ، خودش بوده است.

3.ادعایاینکه کوروش، بابل را بدون جنگ فتح کرد، صحّت تاریخی ندارد.

1.فتح بابل امری ناگهانی نبوده است.

2.تصرفبابل بدون جنگ، با توجه به جنگهایی که بین کوروش و بابلیان پیش از فتح رخ داد، به خصوصبا جنگی که پشت دروازه های بابل رخ داد، امری غیرقابل قبول است.

4.چرا اسکندر گجستک هست، ولی کورش نیست؟

باستانپرستها، معمولاً اسکندر را به جرم هجوم به ایران، گجستک، یعنی ملعون، می خوانند،ولی جای سؤال است که چرا چنین عنوانی را برای کوروش که به آن همه کشور هجوم برد، وآزادی مردمان مختلفی را در ماد، ارمنستان، لیدی، بابل و فینیقیه گرفت و در نهایتنیز به سکائیه تجاوز کرد، چنان عنوانی را به کار نمی برند؟

در پایاناین نکته را یادآوری می کنم که آن همه جنگ که کوروش در طول دوران پادشاهی خودش بهراه انداخت و به آن همه کشور و تمدّن هجوم برد و منقرضشان کرد، در آن عصر بی سابقهاست و مثل و مانند ندارد. به راستی چرا کسی نباید او را به خاطر این همه جنگ افروزیکه منجر به کشته شدن هزاران انسان، یتیم و بیوه شدن هزاران کودک و زن، سلب استقلالملل و از بین رفتن آرامش مردمان بیشمار شده است، محکوم بداند؟!

رده بندی موضوعی: مبارزه با باستانگرایی



[1] مى خواهند نور خدا را با دهان خودخاموش سازند ولى خدا نور خود را كامل مى كند هر چند كافران خوش نداشته باشند(صف:8)

[2] نگاه کنید به بقره:13

[3] من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شمادر جنگ است و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمندارد(به نقل از زیارت عاشورا)

برچسب: نویسنده: محمدجواد تاريخ: شنبه 3 تير 1391 ساعت: 14:23

صفحه بندی