سلام آقا جون!
سلامي پر از عطر و بوي خوش ماه رمضون .
سلامي به صفاي سحرها و به قشنگي سفره افطار .
آقا جون !
چند روزيه كه سر سفره مولامون مهمونم .
چند روزيه كه درهاي بهشت باز شده و درهاي جهنم بسته .
ميگن شيطون هام توي بند و زنجير شدن .
عجب فرصت خوبيه برا پر كشيدن و آسموني شدن .
آقا جون!
نمي دونم شما سحرها كدوم گوشه اين دنياي خاكي دعاي سحر مي خونين؟
نميدونم رو كدوم سفره و كنار كدوم بزرگوار روزه تون رو افطار مي كنين؟
نمي دونم !
نمي دونم ، شايد اصلا تو آسمونا و كنار ملائك خدا مهمون باشين.
ولي هر كجا كه باشين !
مي دونم نگاهتون به سمت ماست تا ببينين چيكار مي كنيم .
از اين لحظه هاي طلايي !
از اين ثانيه هايي كه نفس كشيدن و خوابيدن و خوردنش هم عبادته استفاده مي كنيم يا نه ؟
دل زمينيمون هواي آسمون مي كنه يا نه؟
روزه گرفتنمون ، فقط تشنگي و گرسنگي تحمل كردنه يا چيزي بيشتر از اون ؟
مي دونم آقا جون !
مي دونم كه دلتون مي خواد ما قدرشناس اين لحظه هاي مقدس باشيم .
آقا جون!
مي خوام بهتون بگم كه اگرچه بنده خوبي واسه خدا نبودم !
اگرچه تا حالا خيلي وقتا با ديدن كارنامه عملم دلتون رو شكستم!
اگرچه نمك خورده و نمكدون شكسته سُفره تون بودم.
ولي آقا جون !
تصميم گرفتم ، از اين لحظه هاي آسموني و رويايي استفاده كنم.
شيريني خواب رو كنار بزارم و مست شيريني و صفاي سحر و دعا و مناجاتش بشم .
مواظب باشم هر حرفي رو نزنم ،
هر چيزي رو نشنوم ، هر حركتي رو انجام ندم .
و بهتره بگم . . . .
مواظب دلم باشم .
و دلي كه حريم فرشته هاس رو به شيطون اجاره ندم
ولي آقا جون ! با همه اين تفاسير به دعاي شما هم نياز دارم .
دعام كنين كه بتونم از اين ثانيه ها يي كه عين برق و باد داره ميگذره بهره ببرم .
دعام كنين روزه م يه روزه واقعي باشه .
دعام كنين آسموني بشم .

برچسب:
نویسنده: محمدجواد