سلام آقا جون !
دوباره اومدم تا با شما چند کلمه اي حرف بزنم .
حرفايي که هميشه با يه بهونه شروع ميشه .
حرفايي که فقط ميشه با شما گفت و . . . نه کس ديگه . . .
آقا جون !
داشتم توي خلوت تنهايي خودم ازرواياتي که درباره شما توي کتاباي مختلف بود، مي خوندم .
از آدماي بزرگي که خدمت شما رسيدن . . . .
از کسايي که شما دستشون رو گرفتين . . . .
از آدمايي که شما دوستشون دارين . . . . .
از کارايي که شما دوست دارين ما انجام بديم و . . . .
از کارايي که دوس ندارين از ما سر بزنه . . .
از راه هايي که دوس دارين ما توي اون راه ها قدم برداريم و . .
خلاصه . . .
از هر چي که دلمو کمي به سمت شما مي چرخوند. . . . . ،
داشتم مي خوندم .
آقا جون !
يه لحظه با خودم گفتم :
به به ، خوش به حال اونايي که با شما رفيق ميشن . . .
چه دنياي قشنگي دارن .
با خودم گفتم : چه داستان ها و روايت هاي جالب و قشنگي !
واقعا زيباس .
آقا جون!
تو همين حال و هوا بود که به ياد حرف يکي از بزرگا افتادم که مي گفت :. . . .
خيلي از روايات و احاديث چراغه که بايد با اونا راه رو پيدا کرد . .
به به و چه چه کردن فايده اي نداره . . .
عين اينه که توي يه اتاق تاريک يه قطعه باارزشي گم بشه و برا پيدا کردنش چراغ بيارن .
اما بجاي اينکه با چراغ گمشده رو پيدا کنن ، همه به به و چه چه راه بندازن که. . .
چه چراغ قشنگيه ! . . .
هدف از اوردن چراغ اين بود که گمشده رو پيدا کنيم نه فقط هي بگيم :
چه چراغ قشنگي . . . . . . !
آقا جون !
دعامون کن که بتونيم با خوندن و شنيدن اينهمه داستان و روايت ، علاوه بر اينکه لذت مي بريم و دلمون سمت خدا و شما مي چرخه ، بتونيم راه رو پيدا کنيم .
بتونيم درست رو از غلط تشخيص بديم .
بتونيم بيشتر با حقايق آشنا بشيم و از همه مهمتر . . .
به دونسته هامون عمل کنيم .
دعامون کن که فقط به به و چه چه گو نباشيم و با چراغ پرنور روايات و احاديث راه رو پيدا کنيم .
خداکنه که بتونیم با درست عمل کردنمون زمينه ظهور هر چه زودتر شما رو فراهم کنيم
برچسب:
نویسنده: محمدجواد