را در نماز حواس پرت هستیم؟

درزندگی دنیا، اوج محبت و علاقه و دلدادگی یک شخص نسبت به دیگری را، در محبتمادر، نسبت به فرزندش می بینیم. مادر اگر بخواهد نهایت علاقه خود بهفرزندش را ابراز نماید، با دریایی از احساس به فرزندش می گوید: فرزندم تو،تو نور چشم منی.
پیامبر عزیز اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز وقتیمی خواهد، نور چشم خود را معرفی نماید، با قلبی سرشار از ایمان و دلیلبریز از احساس می فرماید: «جُعِلَ قُرّةُ عینی فی الصَّلاةِ»1 خداوند، نور چشم من را در نماز قرار داده است.
اینسخن لطیف و زیبا از سرور عالم، حاکی از وجود نور معنوی فراوان در اینفریضه ی مهمّ الهی است. در حقیقت می توان گفت: نماز، چون خورشیدی استفروزان که با نور معنوی خود، آسمان وجودمان را نورانی کرده و به مملکتدرون ما صفا و جلاء بخشیده است.
کلام نورانی خداوند یکتا در قرآنمجید و کلمات گهر بار معصومین(صلوات الله علیهم اجمعین) بیانگر آن است کهنماز، دارویی معجزه آسا جهت التیام دردهای بی درمان روحی و روانی است. ولیبا کمال تأسف باید گفت: که گاه می شود همین نماز نه تنها به ما آرامش نمیبخشد، بلکه چه بسا از ما سلب آرامش نموده و با شعله ورتر کردن آتش درون،خاطر ما را آزرده می نماید!
این آزردگی خاطر بدین جهت است که: ما بههنگام نماز، می خواهیم، نمازی عاشقانه و جانانه به درگاه خداوند بی نیازتقدیم نماییم، نمازی که در آن حلقه ی جان خود را به دریای محبّت الهیپیوند زده و با دلی لبریز از شور و اشتیاق در پیشگاه خداوند بی همتا، حاضرشویم. ولی با آه و حسرتی برخاسته از جان، باید گفت که: در این لحظه باشکوه، با غول هولناکی به نام حواس پرتی روبرو هستیم. برای مؤمن، حواسپرتی، چون سوهانی است که روح و جان او را می خراشد و فکر و خیالش را آشفتهمی سازد.
در واقع، نماز، چون غنچه ای است زیبا، که در انتظار شکفتناست و اگر قرار است که گل کند و با عطر دلربای خود، فضای روح ما را خوشبوکند، باید موانعی که سر راه آن سبز شده اند، شناسایی و برداشته شوند.
درروایتی زیبا و دلنشین امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «پدرم می فرمود:هیچ چیزی مانند گناه قلب را تباه نمی کند، زیرا قلب پیوسته به گناه تن درمی دهد تا جایی که گناه بر قلب چیره می شود و قلب را وارونه می سازد.»
مادر این نوشتار برآنیم که، به بیان مهمترین عوامل حواس پرتی در نمازبپردازیم تا با شناختن این عوامل، بتوانیم کمر همت را بسته و با تمام قوا،به جنگ این عوامل مخرب که چهره ی زیبای نماز را در نظر ما، مخدوش و زشتنموده است، برویم.
عوامل حواس پرتی در نماز:
1) دل بستگی به دنیاازمهمترین عوامل حواس پرتی در نماز، دل بستگی به دنیا و اسارت و فریفتگی دربرابر آن است. به هنگام نماز، ما باید به طور کل خود را از دنیا جدا نمودهو دنیا را با تمام زشتی ها و زیبایی هایش، خوشی ها و ناخوشی هایش، به حالخود رها نموده و با تمام وجود خود را در محضر خداوند بی همتا دیده و صفحهی قلب خود را در اختیار آن معشوق واقعی قرار داده و تنها به او دل بسته وبا او باشیم.
ششمین اختر تابناک آسمان ولایت امام صادق(علیه السلام)در کلامی زیبا و دلنشین در این باره می فرماید: (هنگام نماز، از دنیا وآنچه در آن است، مأیوس شو و تمام هدف و توجه ات به خدا باشد و یاد روزیباش که در برابر عدل الهی قرار می گیری.)2 خداوند مهربان در کلام نورانی خود دنیا را به عنوان بازیچه معرفی نموده و به زیبای می فرماید: «اِنَّما الحیوةَ الدُنیا لعبٌ وَ لَهوٌ» 3 همانا زندگی دنیا، بازیچه و سرگرمی است.
حالکه دنیا، بازیچه و سرگرمی است، ما باید هوشیار باشیم که دنیا ما را بهبازی نگرفته و با ناز و عشوه گری و با رزق و برق خیره کننده ما را سرگرمخود نکند.
در عالم تشبیه، می توان گفت: دنیا چون تازه عروسی است کهخود را به انواع زینتها آراسته و با ناز و عشوه و طنازی از ما دلربایی میکند و ما نیز با دیدنش عاشق دلباخته ی او گشته و چون عاشقی مجنون در راهوصلش می کوشیم، غافل از این که خدا از هر زیبایی، زیباتر است. ما زیباییخدا را ندیده ایم که به زیبایی دنیا دل بسته ایم، زیبایی او در حدّی استکه اگر کسی به آن دست یابد، به هیچ قیمتی حاضر نیست، لحظه ای در زندگی،بدون خدا باشد.
ایعلی، اگر دنیا، به اندازه ی بال پشه ای نزد خداوند متعال ارزش داشت، جرعهای از آب دنیا را به کافر نمی داد. بنابراین دنیایی که به اندازه ی یک بالپشه در درگاه الهی ارزش ندارد، نباید صفحه ی قلب ما را از عشق و محبت خودپر نماید، به گونه ای که در آن جایی برای عشق و محبّت خداوند بی مثال باقینماند.

ناگفتهنماند دنیای پست و فرومایه، ارزش آن را ندارد که به هنگام نماز فضای روحخود را با فکر و خیال آن آلوده سازیم و به خسارتی فراوان که جدایی قلب وجانمان از دریای بی کران رحمت الهی باشد، گرفتار شویم.
سرور گرامیاسلام پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در یکی از وصایای نورانی خویش بهامیر بیان علی ابن ابی طالب (علیه السلام) می فرماید: (یا علی: «اِنَّالدُنیا لو عدلت عندالله تَبارک و تعالی جُناحَ بَعوضهً لَما سقی الکافِرَمنها شربهً مِن ماءِ.»)4 ای علی، اگر دنیا، به اندازه ی بالپشه ای نزد خداوند متعال ارزش داشت، جرعه ای از آب دنیا را به کافر نمیداد. بنابراین دنیایی که به اندازه ی یک بال پشه در درگاه الهی ارزشندارد، نباید صفحه ی قلب ما را از عشق و محبت خود پر نماید، به گونه ای کهدر آن جایی برای عشق و محبّت خداوند بی مثال باقی نماند.
در روایتی زیبا و دلنشین امام صادق(علیه السلام) در این باره می فرماید: «القَلبُ حَرَمُ الله فَلا تُسکِن حَرَم اللهَ غَیرَالله»5 قلب حرم خداست، در حرم خدا غیر خدا را جای نده.
پساگر ما در پی نمازی عاشقانه به درگاه محبوب واقعی خویش هستیم باید خانهقلب را به صاحب اصلی آن که خدا باشد واگذار نموده و به طور کل محبّت دنیارا از آن زدوده و محبّت خدا را در آن جای دهیم.
پیدا کردن گمشده در نماز
دل بستگی به دنیا، به اندازه ای خطرناک است که در اثر آن ممکن است کم ارزش ترین مال آن هم برای ما دردسر درست کند.«نقلمی کنند شخصی به نام ابوالعباس جوالیقی روزی جوالی(کیسه ای) را به کسی دادو فراموش کرد به چه کسی داده و هر چه فکر کرد به یادش نیامد. روزی به نمازایستاده بود، که ناگهان یادش آمد که جوال را به چه کسی داده است. به مغازهرفت و به شاگرد خود گفت: یادم آمد که جوال را به چه کسی داده ام. شاگردشگفت: چگونه یادت آمد؟ ابوالعباس گفت: در نماز بودم که ناگهان یادم آمد.شاگرد گفت: ای استاد، پس شما نماز نمی خواندی، جوال پیدا می کردی.ابوالعباس از این سخن چنان تحت تأثیر قرار گرفت که کار را رها کرده و بهتحصیل علم و تهذیب نفس پرداخت و به جایی رسید که تفسیری از خود به یادگارگذاشت.)6
مابه هنگام نماز، می خواهیم، نمازی عاشقانه و جانانه به درگاه خداوند بینیاز تقدیم نماییم، نمازی که در آن حلقه ی جان خود را به دریای محبّت الهیپیونده زده و با دلی لبریز از شور و اشتیاق در پیشگاه خداوند بی همتا،حاضر شویم. ولی با آه و حسرتی برخاسته از جان، باید گفت که: در این لحظهبا شکوه، با غول هولناکی به نام حواس پرتی روبرو هستیم. برای مؤمن، حواسپرتی، چون سوهانی است که روح و جان او را می خراشد و فکر و خیالش را آشفتهمی سازد.
در پایان این مطلب تذکر این نکته ضروری است کهاز دیدگاه خداوند متعال، دنیایی پست و مذموم است که انسان آن را به عنوانهدف در زندگی خود تلقی نموده باشد؛ به گونه ای که تمام تلاش و همّتش راصرف دستیابی به آن نماید. ولی اگر دنیا پلی باشد برای رسیدن به آخرت بهگونه ای که آن را وسیله ای بداند برای امرار معاش و اداره ی امور زندگی ونه بیشتر، این دنیا نه تنها مذموم نیست بلکه ممدوح و پسندیده است و لذا ماشاهدیم که در روایات معصومین(صلوات الله علیهم أجمعین) به شدّت با ترکدنیا و عزلت نشینی مخالفت شده است.
| دل بر این پیرزن عشوه گر دهر مبند
|
| کاین عروسی است که در عقد بسی داماد است |
2) آلودگی به گناهان

یکیدیگر از عوامل مهمّ حواس پرتی در نماز، آلودگی به گناه است؛ زیرا انسانزمانی می تواند قلب و روحش را متوجه آن قدرت بی همتا نماید، که فضای ذهنشبه جای دیگر متوجه نباشد، در حالی که انسان گنهکار دائماً فکرش با گناهانمأنوس است و همواره به آنها فکر می کند و لذا طبیعی است که در نماز بهبلاء حواس پرتی مبتلا شود. مضافاً بر اینکه انسان زمانی می تواند به چیزیتوجه کند که با آن مأنوس باشد و از بودن با آن لذت ببرد، در حالی که گناهاین اُنس معنوی را بر هم زده و با طعم تلخش، ذائقه ی روحمان را تلخ میکند، نتیجه این تخلی چیزی نیست جز لذت نبردن از عبادت و نماز و در نهایتافتادن در چاله ی حواس پرتی.
در روایتی زیبا ودلنشین امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «پدرم می فرمود: هیچ چیزی مانندگناه قلب را تباه نمی کند، زیرا قلب پیوسته به گناه تن در می دهد تا جاییکه گناه بر قلب چیره می شود و قلب را وارونه می سازد.»7
اینروایت زیبا بیانگر این مطلب است که: انسان گنهکار در اثر وارونه شدن قلبشاز دریای رحمت الهی بی نصیب گشته که نتیجه ی آن چیزی نیست جزء محرومیت ازلذّت عبادت.
البته ناگفته نماند اینکه می بینیم انسان، در منجلابگناه گرفتار شده و نمی تواند از لذّت ساختگی آن دست بردارد، بدین خاطر استکه ذائقه ی روحش طعم شیرین و لذت بخش خلوت با خدا را نچشیده است و الاهرگز حاضر نمی شد که این لذّت معنوی را به آسانی به تاراج گذاشته و درمقابل، لذّت گناه را به جان و دل خریداری نماید.
نماز،چون غنچه ای است زیبا، که در انتظار شکفتن است و اگر قرار است که گل کند وبا عطر دلربای خود، فضای روح ما را خوشبو کند، باید موانعی که سر راه آنسبز شده اند، شناسایی و برداشته شوند
گوهرشاد خانم و جوان عاشق
گوهرشادخانم(همسر شاهرخ میرزا و عروس امیر تیمور گورکانی) سازنده ی مسجد معروفگوهرشاد مشهد، پیش از ساختن مسجد به دست اندرکاران گفت: از محل آوردنمصالح ساختمانی تا مسجد برای حیوانات باربر ظرفهای آب و علف بگذارید،مبادا حیوانی در حال گرسنگی و تشنگی بار بکشد. از زدن حیوانات پرهیز کنید،ساعات کار باید معین باشد و مزد مطابق زحمت داده شود و...گوهرشاد خانم،بیشتر وقتها خود جهت هدایت و سرکشی حاضر می شد و دستورات لازم را می دارد.روزی یکی از کارگران به طور ناگهانی چشمانش به صورت او افتاد و در اثرهمین نگاه، آتش عشق در وجودش شعله ور گشته و عاشق دلباخته ی او شد؛ اما دراین باره نمی توانست چیزی بگوید تا اینکه غم و غصه ی فراوان او را مریضکرد. به خانم گزارش دادند که یکی از کارگران که با مادرش زندگی می کردمریض شده است. بعد از شنیدن این ماجرا خانم به عیادتش رفت و علّت را جویاشد. مادر کارگر جوان گفت: او عاشق شما شده است. خانم با اینکه عروسشاهزاده بود، اما هیچ ناراحت نشد! به مادر جوان گفت: باشد، وقتی من ازهمسرم جدا شدم با او ازدواج می کنم ولی به شرط اینکه مهریه من را قبل ازازدواج بپردازد و آن این است که چهل شبانه روز در محراب این مسجد نیمهکاره عبادت کند. جوان پذیرفت، چند روز از پی عشق او عبادت کرد؛ ولی باتوجّه خاص امام رضا (علیه السلام) حالش تغییر یافت.
پس از چهل روزاز حالش جویا شد، جوان به فرستاده ی خانم گفت: به خاطر لذّتی که در اطاعتو بندگی خدا یافتم، از لذت نفس شهوانی پرهیز کرده ام.8
| اگر لذت ترک لذت بدانی
|
| دگر لذّت نفس، لذّت ندانی |
برچسب:
نویسنده: محمدجواد