سلام بر آنکه در حمایت از دین، بی یاور مانده.
سلام بر آن محاسن با خون خضاب شده.
سلام بر آن گونه خاک آلود.
سلام بر آن بدن که لباسش به غنیمت برده شد .
سلام بر آن دندان که با چوب خیزران بر آن نواخته شد.
سلام بر آن سر بالا رفته بر نیزه ها.
سلام بر تو ای مولای من! و بر فرشتگانی که بر گرد گنبد بارگاهت پرواز می کنند، و بر اطراف مزارت می گردند،و در صحن و سرای آستانت طواف می کنند.وبرای زیارت تو وارد گشته اند.
سلام بر تو ! من به سوی تو رو کرده ام و امید رستگاری در پیشگاه تو دارم.
و حال معبودا! منم معترف به گناهان خود، آنها را بیامرز، منم که بد کردم منم که خطا کردم، و بر بدی همت گماردم. منم که نادانی نمودم ، منم که غفلت ورزیدم، منم که فراموش نمودم، منم که اعتماد به غیر کردم، منم آنکه تعمد ورزیدم،منم که وعده دادم، منم که تخلف کردم،
اکنون چنانم که نه بیگناهم تا بهانه آورم، نه توانمندی جز تو دارم تا از او یار جویم .
از گناهانم در گذر.
برچسب:
نویسنده: محمدجواد