بعضی وقت ها پرده را باید کنار زد. ایستاد. زل زد به بالا و با خدا درد و دل کرد. خدا همه جا هست اما جایش همیشه آن بالاست. در جایی که هیچ کس نیست که مزاحمش بشود و هیچ کسی که نیست که وقتی داری درد و دل می کنی، بشنود! خدا آن بالاست.
فقط شش سالم بود. اولین گناه بزرگ ِ بچگی و بعد ...
نمی دانم دیشب، ساعت 8:15 به آسمان نگاه انداختید یا نه. ماه هلال بود. شبیه به گهواره ای سفید در آسمان ِ سُرمه ای. تشکرم را فوت کردم تا برسد به خودش به علاوه ی درخواست بخشش برای این روزها ...
برچسب:
نویسنده: محمدجواد