خرید بک لینک

بعضی وقتها به سرم میزند به هیچ وجه از خودروی شخصی یا عمومی استفاده نکنم . فرقی هم نمیکند وضع هوا چگونه باشد . نه شرایط جوی در این تصمیم تاثیر میگذارند و نه ساعات شبانه روز . میخواهد توی هرم داغ ظهر تابستان باشد یا دل شب سرد زمستان . فرقی نمیکند . لباس مناسب ، کفش راحت و جیب خالی تا وقتی خسته میشوم وسوسهی تاکسی گرفتن نداشته باشم و صد البته بدون تلفن همراه .

اصولن من از این ترکیب تلفن همراه خوشم نمیآید . یعنی چه که هر وقت هر کس خواست بتواند به تو دسترسی داشته باشد ؟ لحظههایی در زندگی هست که تو به هیچ همراهی از جنس خودت نیاز نداری . اصلن میخواهی از تنها بگریزی . داری کتاب میخوانی ، در حال نیایش هستی ، داری قدم میزنی و فکر میکنی که یکهو صدایش درمیآید و تمام تمرکز و حریم خصوصیات را به هم میریزد... به همین دلایل ساده ، تلفن همراه را همراه خودم نمیبرم و میزنم به قلب کوچهها ، خیابانها ، آدمها.

آدمهای شب با آدمهای روز فرق دارند . مهربانترند . آرامتر و البته صادقتر.یکی نگهبان ماشینها و مغازههاست ، آن یکی رفتگر است ،دیگری سرباز . بعضیها خیابانخواباند و بعضی دیگر شغل اداریشان ایجاب میکند شب زندهدار باشند.

اما شب ،با سکوت و آرامشاش ، همه را افسون میکند . آنقدر که با خودت روراستتر میشوی . خود را در برابر جهانی تنها میبینی و کوچکی خود را در مقابل عظمت دنیایی که آفریدهی خداست با تمام وجودت لمس میکنی . شبها از آدمهایی که در روز نادیدهشان میگیری بسیار میآموزی . میفهمی که همهی آدمها آموزگار تو هستند . نشانهای که خدا سر راه تو قرار داده تا چشمانت را باز کنی ، ببینی و راهت را پیدا کنی یا مسیرت را تصحیح کنی . درست مثل علائم راهنمایی رانندگی . برخی آدمها مثل یک نشانه سرعت مجاز را به تو گوشزد میکنند ، برخی دیگر انحراف به چپ و راست و ممنوعیت سبقت را به تو هشدار میدهند . و بعضی دیگر آگاهات میکنند که راه لغزنده است ،یکطرفه است ، بیبازگشت است ... برخی دیگر هم شبیه تابلوی ورود ممنوع هستند!اصلن شایسته نیست این آدمها را دستکم بگیریم و با چشم حقارت نگاهشان کنیم . تصور کنید شهری شلوغ را که خیابانهایش ورود ممنوع نداشته باشند.

اگر از عمر من حاصلی برای خودم بجا ماندهباشد یا خاطرهای ماندگار ، همین لحظههایی است که با جهان و با خودم تنها و روراست بودهام . فقط همین لحظههاست که میتوانم ادعا کنم هستم ، میتوانم ادعا کنم زندگی کردهام . زندگی فراسوی نیکیها و بدیها ،بسیار زیباتر از آن چیزی است که به نظر میرسدو البته بیاعتبارتر هم . هیچکس ، زنده از این دنیا خارج نخواهد شد . قدر لحظههای زندگی را باید از کسانی بپرسیم که بیماری صعبالعلاج دارند و برای بهبودیشان همین حالا از ته دل و به صمیمانهترین زبانی که میتوانیم دعا کنیم .

رسالت ما در زندگی ، کشف زیباییهاست . باقی همه انتظار مرگ است و انتظار و انتظار...

برچسب: نویسنده: محمدجواد تاريخ: شنبه 3 تير 1391 ساعت: 14:32

صفحه بندی