
اپیزود اول: بنزین سهمیه بندی میشه
،یه عده سرازیر میشن توی خیابون ، برای اعتراض پمپ بنزین آتیش میزن .زیاددلشون خنک نمیشه! چاشنی قضیه یه مقدار بنزین همراه کبریت یا فندک نثارچندتا از بانکها میکنن!
اپیزود دوم: تیم ملی صعود میکنه جام جهانی، طبیعتا مردم خوشحال میشن
، میریزن توی خیابون، جشن
و پایکوبی
و بوق بوق ماشینها و برای تکمیل کردن شادی و شعف چی کمه؟ دو تا بانک را آتیش بزنیم بد نیست؟!!
اپیزود سوم: آقای مربی محترم به همراه بازیکنان تیم در مسابقاتمقدماتی گند زدند و افتضاح ببار آوردند، یه عده از خلایق هم شاکی شدند
و یه جوری باید دق و دلیها خالی بشه! چه گزینه ای بهتر از ساختمان بانکها؟!(شاید شبیه ساختمان فدراسیون فوتباله!)
اپیزود چهارم: کاندید مورد علاقه ما رای آورده ، خیلی حال میکنیم
، میریزم توی خیابون بزن و بکوب
و کولی بازی…. محض خالی نبودن عریضه شیشه دو تا از بانکها را هم میشکنیم (البته در این مورد آتیشش نمی زنیم ؛ چون خوشحال هستیم!)
برچسب:
نویسنده: محمدجواد