ببین پاتو از زندگی من بکش بیرونا؟...من اعصاب مصاب ندارما؟...همینجوری کله رو انداخته پائین اومده تو...هی با تو ام..هی هیچی بهت نمی گم پر رو تر می شی...در رو از روت می بندن از پنجره میای تو...د خجالت بکش دیگه.... اگه یه دفعه دیگه مزاحمم بشی می زنم ناکارت می کنما؟...اخه مگه من به زندگی تو کاری دارم که دست از سرم بر نمی داری؟...هان؟...اصلآ حرف حسابت چیه؟...از اون موقع که اومدی هی می ری این ور اتاق هی می ری اون ور اتاق...یه جا وا یسا دیگه ؛ اعصابمو خورد کردی...به لباسام چی کار داری آخه؟...به خدا از دستت هر روز دارم قرص اعصاب می خورم...گوش می دی چی می گم؟...اصلآ می فهمی؟..نفهم با تو ام...گوسفند...الاغ... داری زندگیمو از هم می پاشی بی شعور....همسایه ها از وقتی تو رو دیدن پاشونو اینجا نمی ذارن.... اصلآ من چرا دارم با تو بحث می کنم؟...یه لنگه کفش ۱۰ سانتی حرومت می کنم و خلاص... با سوسک که نمی شه گفتمان کرد؟؟؟!!!
برچسب:
نویسنده: محمدجواد
تاريخ: شنبه
3 تير
1391 ساعت: 13:29