سلام
برای من موسیقی خیلی مهمه !( قال اکبر بتون
)
الان تقریبا آخر وقت کاری از طرف صبح است. بچه ها رفتن و من موندم و دارم یک آهنگ ور هی گوش میدم و هی کارهای مختلف انجام میدم.
این آهنگ اسمش هست "کنسل". اونی که میگه " خوهشم اینه بمون و کنسلش کن رفتن رو"
در زندگی من آدمهایی که اومدند و رفتند غیر از اسمشون با چیز دیگه ای شناخته میشن. مثلا اگر ماشین خاصی داشتند یا سوتی ضایعی داده اند .
این آهنگ مربوط به یکی از راننده هایی بود که داشتم بسیار جوان قد کوتاه پوست آفتاب سوخته چشمهای تنگ تریپ خفن. بعد از چند روزی که با هم سفر می کردیم داستان های مختلفی که سر زن و بچه ی بدبختش آورده بود تعریف کرد.
اون شب از بم خرما زده بودیم برای مشهد. من دراز کشیده بودم و رانندگی می کرد. اسم دخترش نازنین بود بچه ی دو ساله. می گفت خیلی دوستش داره . اون شب تا صبح کامیون ور روند و این آهنگ رو دکمه ی تکرار این آهنگ رو زد.
برچسب:
نویسنده: محمدجواد