خرید بک لینک

سلام

خدا..!

و خدا من را آفريد و از همان بدو تولد تنها با يك توشه ي سر بسته آزموني سخت را آغاز كردم. چه زشتيها و چه رنجها كه بر تقديرم ننوشت و چه ملامتها كه قبل از به آن رسيدنم به خير نگذراند. چه شبها از سر كفر توبه شكستم و چه سحر ها توبه ار باز ستانيد.

سالها مي گذشت و هر از چند گاهي نگاهي به درون توشه مي انداختم و خرت و پرتهايي كه نمي شناختم تگان مي دادم و سرش را مي بستم.

به بلوغ كه رسيدم عشق را ميان توشه ام يافتم. چه زيبا عشق چراغ راه ام شد. عشق مشوق آزمون سخت زندگيم شد. گذر از گوچه پس كوچه هاي زندگي باعشق چه راحت شد.

اصلا مي داني، از ابتداي كه اولين انسان متفكر زاده شد جز عشق هيچ چيز نداشت. بي همه چيز مي شد زيس بي عشق نمي شد! عشق عشاق شعرها سرائيد و قصيده ها نوشت، ترانه ها خواند و دنيا را ساخت!

حالا از تو ممنونم كه عاشقم كردي وعشق ورزيدن آموختيم .

برچسب: نویسنده: محمدجواد تاريخ: شنبه 3 تير 1391 ساعت: 14:43

صفحه بندی