خرید بک لینک

عشق قشنگ است و خالی از تظاهر ، اما قشنگ تر از آن ، این حسی ست كه بر كاغذ هایمان جا می گذارد و خاكستری كه از آن بر انگشت هایمان می نشیند .

زن زیباست اما از آن زیبا تر رد گام هایش بر نوشته های ماست ... وقتی كه رفته است .

قهوه ات را بخور

آرام گوش كن

شاید باهم دوباره قهوه ای نخوریم

و فرصت دیگری نباشد

برای حرف زدن

در باره تو چیزی نمی گویم

درباره خودم

ما نقطه صفریم بر شمال عشق دو سطر حاشیه نویسی با مداد

اما درباره چیزی بزرگتر از تو و بزرگتر از من

حرف می زنم

پاك تر از تو و من

عشق

پروانه ء بهشت

كه روی شانه هایمان نشست و فراریش دادیم

ماهی یا طلایی

كه از عمق دریا آمد و لهش كردیم

ستاره آبی كه دستش را به ما دراز كرد و ما پس زدیم

موضوع این نیست كه تو چمدانت را برداری و بروی

همه زنها وقتی عصبانی اند

چمدان هایشان را بر می دارند و می روند

موضوع این كه من با عصبانیت سیگارم را روی مبل خاموش می كنم

موضوع به این سادگی نیست

نه به من ربط دارد نه به تو

ما دو صفر در شمال عشق

دو سطر حاشیه نویسی با مداد

ماجرا

ماجرای ماهی طلایی ست كه دریا به سوی ما پرت كرد

و ما میان انگشت هامان لهش كردیم

برچسب: نویسنده: محمدجواد تاريخ: شنبه 3 تير 1391 ساعت: 14:48

صفحه بندی