ركه دنبال دزد میكنه، از دزده جلو میزنه!
تركه خودكارش تموم میشه، ترك تحصیل میكنه
یه تر ك توی استخر غرق میشه میبرنش پزشك قانونی میبینن مایوش سوراخ بوده
تركه هر روز زنگ یك كلیسا رو میزده و در میرفته. آخر پدر روحانی شاكی میشه، یك روز پشت در كمین میكنه، تا تركه زنگ میزنه، خرشو میگیره. تركه حول میشه، با تتپته میگه: ببخشید، عیسی هست؟
تركه تو مدرسه 20 میگره، تو كونش عروسی میشه، تو عروسی دعوا میشه، چاقو و چاقو كشی میشه، كون تركه پاره میشه!!
تركه میره تو یك قهوه خونه تو تهران، میبینه یك بدبختی افتاده رو زمین، 6 تا قمه هم تو شیكمشه! از یكی میپرسه: ببخشید، این چیكار كرده بوده؟ یارو میگه: گنده گوزی كرده بود! بعد از دو هفته تركه میزنه شیكم یك بدبختی رو تو تبریز سفره میكنه! بازپرسه ازش میپرسه: بابا مگه این بدبخت چیكارت كرده بود؟ تركه میگه: جناب سروان،گوز گنده داده بود
به تركه میگن: چند تا حیوون نام ببر كه پرواز كنه. میگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش میگن: بابا خر كه پرواز نمیكنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز كرد
تركه میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی میزنن درش میارن!
تمام شد....
برچسب:
نویسنده: محمدجواد