خرید بک لینک

دخترم : مامان ؟ با بابا ميرين پرنده آبي برام پنكيك بگيرين ؟

مامان ! : معلومه كه ميريم مامان .. بميرم گرسنه ات شده ؟

- نه نمير مامان ! به جاش برام پنكيك بگير بيار ...


..... لحظاتي چند گذشت !


مامان - ( در حاليكه 118 رو گرفته .. راهنماي شونصد و شيشت و چاهار ، بفرررررمائيد ) سلام خانم .. لطفا پرنده آبي .

راهنماي شونصد و شيشت و چاهار : چشم ! لطفا ياد داشت فرماييد ..


چه جالب ! لحظات چند ديگه اي هم گذشت ...


مامان : الو ؟ پرنده آبي ؟

پرنده آبي : بله خانم ... بفرماييد ...

- ببخشيد ميخواستم ببينم پنكيك هاتون كي آماده ميشه ؟ تلفني هم سفارش ميگيرين ؟

- ببخشيد خانم ما پنكيك نداريم ولي بجاش گوشت كوبيده داريم .. با ترشي ليته ! ميل داريد ؟!!!

- يعني چي آقا ؟ من پنكيك ميخوام ، شما گوشت كوبيده و ترشي تعارف ميكنيد ؟!

- ببخشيد خانم محترم .. كجا رو گرفتيد شما ؟

- خوب معلومه ... ساندويچي پرنده آبي ...

- ببخشيد سركار خانم .. اينجا آژانس تاكسي تلفني پرنده آبيه ..

- اي واي من معذرت ميخوام آقا .. شماره رو از 118 گرفتم ... اين شماره رو به من داد ... بازم ببخشيد ..

- ( با خنده ) نه خانم اشكالي نداره .. حالا گوشت كوبيده ميل داريد ؟!!!

.

.

.

به نظر شما در بيت زير :

خــــدا را اي نصيحت گو حديث مطرب و ميگو

كه نقشي در خيال ما از اين خوشتر نميگيرد


اشاره شاعر به كدوم يكي از موارد زيره ؟


الف) قيمت سرسام آور ميگو ؟

ب) خواص و فايده هاي ميگو ؟

ج ) آيا شاعر هوس ميگو پلو كرده ولي شاخه نبات رفته بوده خونه مامانش اينا و كسي نبوده واسه شاعر ميگو پلو بپزه ؟

د ) نصيحت گو داشته بحث سي يا سي ميكرده ، بعد خواجه بهش ميگه بجاي اين اراجيف از ميگو بگو يا همون وصف العيش يك دوم العيش ؟

ه ) شاعر ديروز مطرب رو تو خيابون ديده كه ميگو خريده ميبرده خونه و بهش حسودي كرده ؟ بعد حالا از نصيحت گو ميخواد كه با صداي بلند راز مطرب رو فاش كنه و آبروشو ببره تا چشش در آد ديگه تنها تنها ميگو نخوره ؟

و ) اجازه هيچكدام ؟

ز ) اجازه تمام گزينه ها ؟

برچسب: نویسنده: محمدجواد تاريخ: شنبه 3 تير 1391 ساعت: 15:02

صفحه بندی