:: مدیر کل تجهیزات پزشکی وزارت بهداشت گفت: تجهیزات و وسایل مجازی برای تصفیه آلودگی هوا که از وزارت بهداشت مجوز داشته باشد نداریم.
روز- داخلی- داروخانهارباب رجوع مشكوك: هی! پیس پیس!
دكتر داروخانه: خانم دكتر! شما صدایی نمیشنوید؟ حس میكنم یه صدای نشتی گاز به گوشم میرسه.
خانم دكتر داروخانه: نه! چه صدایی؟!
دكتر داروخانه: یه صدایی شبیه پیس پیس!
خانم دكتر داروخانه: نكنه صدای اسپری خوشبو كننده من را میگید؟
دكتر داروخانه: مگه شما خوشبو كننده میزنید؟
خانم دكتر داروخانه: بله آقای دكتر. میخواهید بو كنید؟
دكتر داروخانه: بدم نمیاد. یه كم بزنید ببینم چه بویی میده، صدایش را هم میشنویم به این بهونه كه ببینیم همین صدا بود یا نه؟
خانم دكتر داروخانه: بفرمایید. پیــــس پیــــس!
دكتر داروخانه: نه این صدا نبود. چه بوی خوبی میده. بوی چیه؟
خانم دكتر داروخانه: نمیدونم دكتر. برچسب روش كنده شده. هر چی كه هست بوی خوبی داره. اوه دكتر ببینید چه قدر مراجعه كننده اومده. بریم نسخه هاشون را بدیم.
دكتر داروخانه: بله بهتره بریم. خب جناب شما چی میخواستید؟
ارباب رجوع معمولی: یه شیشه شربت سینه.
دكتر داروخانه: برای سینه تون میخواهید؟
ارباب رجوع معمولی: پ ن پ! میخوام بمال كف پام!
دكتر داروخانه: هاهاهاها! چه بامزه! شنیدید خانم دكتر؟ این آقا یه پ ن پ باحال تعریف كرد.
خانم دكتر داروخانه: نه نشنیدم. چی گفت؟
دكتر داروخانه: گفت شربت سینه میخوام، بعد ...
خانم دكتر داروخانه: واااااای چه بامزه. خانم ها و آقایون توجه كنند! هركسی پ ن پ باحال بلد باشه و تعریف كنه، نسخه اش امروز نذریه. مهمون من است!
ارباب رجوع مشكوك: پیس پیس! هی دكتر. من بودم پیس پیس كردم.
دكتر داروخانه: ئه! شما بودی؟ چرا پیس پیس میكنی آقا؟ مشكل تنفسی داری؟
ارباب رجوع مشكوك: نه آقا! یه چیزی میخوام ولی میخوام كسی متوجه نشه. شما هم صداشو در نیار. هرچی پولش بشه میدم.
دكتر داروخانه: خدا به خیر بگذرونه! یعنی كی میتونه باشه این وقت شب؟
ارباب رجوع مشكوك: چه ربطی داشت این جمله؟ این كه یه معنی دیگه میده!
دكتر داروخانه: خب حالا! حسش را دوست داشتم. گفتم حتما شعورت میرسه از موقعیت استفاده كنی و یه پ ن پ بسازی. چی میخوای؟
ارباب رجوع مشكوك: راستش، چجوری بگم؟ هول نشیها! فكر بد هم نكن. تجهیزات و وسایلی برای تصفیه آلودگی هوا میخواهم.
دكتر داروخانه: نــــــــــــــــــه؟!
ارباب رجوع مشكوك: ای بابا! آرومتر! چیه شلوغش میكنی؟
دكتر داروخانه: نداریم آقا! نداریم.
ارباب رجوع مشكوك: دكتر! من را سیاه نكن! هرچی قیمتش باشه میدم. شیرینی شما هم محفوظه.
دكتر داروخانه: چی؟! رشوه به دكتر مملكت اونم در حال خدمت؟ ... ای بابا! خب یه پ ن پ بساز دیگه! چه بی ذوقی تو!
ارباب رجوع مشكوك: رشوه كدومه؟ گیرم دكتر. به جون عزیزت احتیاج دارم. نذار التماست را بكنم.
دكتر داروخانه: شما مگه نمیدونی تجهیزات و وسایل مجازی برای تصفیه آلودگی هوا که از وزارت بهداشت مجوز داشته باشد نداریم.
ارباب رجع مشكوك: میدونم ولی ...
دكتر داروخانه: ولی نداریم. فكر كردی چون من دكتری هستم كه شوخی میكنم پس به هر كار خلافی دست میزنم؟
ارباب رجوع مشكوك: احسنت! شما در مقابل دوربین مخفی هستید و من مامور بازرسی از وزرات بهداشت هستم.
دكتر داروخانه: مامور بازرسی هستی؟
ارباب رجوع مشكوك: پ ن پ! میخواستی مامور مخصوص حاكم بزرگ میتی كومون باشم؟
(همه ی افراد داخل داروخانه قاه قاه میخندند و همین!)
پ ن:منتشر شده در صفحه طنز هفتهنامه «یكشنبه»مورخ یكشنبه 4 دی 1390
برچسب:
نویسنده: محمدجواد
تاريخ: شنبه
3 تير
1391 ساعت: 15:04