آمدم ... در يه روز سبز - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
سلام ما آمدیم باز :دیهمه منو یادشون رفته ؟؟؟؟ آره ؟؟؟ ای بی معرفتا [چشمک]یه عکس جدید میزاریم .... بزاررررررررررررررررررر :دیچیه هنوز منتظری ؟؟؟باشه گریه نکن دیگه گلکم :دیبراي مشاهده عکس اينجا كليك كنيد...راستي آقا سعيد تولد ما رو يادت رفت ... دمت گرم از همه انتظار داشتيم از تو هم داشتيم :ديآخه شما ق...
...بیشتر - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
گفته بودم که همهپی چیزی هستندطول و حجمش اماهرچه بامت بیش برفت بیشترهرچه نامت بیش صرفت بیشترهرچه دامت بیش صیدت بیشترهر چه بود از پیش بادا بیشتر...افسوس که دل رحمم ادامشو نتونستم بنویسم...و همچنان ادامه دارد...عنوان پست قبل مربوط میشه به این پینوشت:تبلیغ نمیدونم چیچیدورانت نیو ِ آ میگه هوای اینجا محدو...
هوای یکدیگر را داشته باشید...نسخه صفر نقطه یک - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
آنچنان که دانند و خواننداهل استانیم، روزگاری بودیم، روزگاری هستیماهل استانی که، همه اش دود و وزارتخانستهمه اش برج و سفارتخانستهمه از صبح الی شب بدوندپی یک لقمه نان، سنگکی یا باگت، فانتزی یا تافتونپی یک سانتافه، یا که لاستیک پراید، یا که لیتری بنزینهمه اما بدوندیکی با اسنیکرزدیگری با گیوهیا که با دمپ...
ببخشید... - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
سلطان عبدالحمید میرزا فرمانفرما(ناصرالدوله) هنگام تصدی ایالت کرمان چندین سفر به بلوچستان می رود و در یکی از این مسافرت ها چند تن از سرداران بلوچ از جمله سردار حسین خان را دستگیر و با غل و زنجیر روانه کرمان می کند. پسر خردسال سردار حسین خان نیز با پدر زندانی و در زیر یک غل بودند. چند روز بعد فرزند سر...
سین مثل سقوط (هفت سین هم هفت سین قدیم) - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
مدارک لازم جهت خرید بلیط هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران:1- امضای تاییدیه منطقه جغرافیایی برخورد با زمین (همه جای ایران سرای من است)2- تلفن اضطراری جهت اعلام سقوط به ترتیب اولویت خانواده همسر، خانواده خود، طلبکاران، بدهکاران3- کپی وصیت نامه به همراه رضایت نامه امضا شده.4- فیش بانکی مربوط به غسل میت با...
وينددنسر مهكوك - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
هميشه وقتي حرف هك كردن و اينا ميشد، با خودم ميگفتم من كه هيچ وقت ياد نميگيرم ازين كارا، با اينكه خيلي واسم جالبه روشهاش ولي با روحيهي لطيفم سازگار نيست [نيشخند]ولي خب چه كنيم ديگه، وقتي بعضيا (جناب نيشخند خان)، بعد از كلي وقت كه ملتو گذاشتن سر كار كه آقا ميريم تو وردپرس، ال ميكنيم، بل ميكنيم، و غيره...
تولد تولد تولدش مبارک - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
با اقتدار،امروز 25 آبان روز جهانی زلزله را به تمامی زلزله دوستان و عزیزان ویند دنسر تبریک و تهنیت عرض مینمائیم+نسرین دوست داشتنی ،تولدت رو با آرزوی یه سال رنگی بهت تبریک میگیم+خیلی متین تبریک گفتم، نسبت به سال پیش.نه؟؟
میلاد امام حسن (ع) مبارک - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
از معدود دفعاتی بود که شب تولدم ماه کامل بود...
گیسوان پریشان، از نوع مورد تایید دولت... - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
+فرهاد که جوش شیرین میزد روزی وبیستون میکند به تبع آن ، روزگاری بود کهلباس ارشاد بر تن کرده بود و البته از بد حادثه گاه لباسهای شخصی میپوشید، روزی درگردنه های بیستون خسرو را خفت کرد و گفت این چه وضع گیسوانست ای نابکار، خسرو کهتازه موهایش را گلت کرده بود و بر سر کلاهی نهاده بود و زلف را پریشان از لبه...
Focus On The Beauty - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
دیدید برگشتم ....اااااااااااااااااااا :Dنشناختین ؟؟؟ منم سروش ... عکاس الدوله دربار...راستی می خوام حدس بزنین این چه گلیه ..... اگه گفتی ؟؟؟؟؟:Dهستم ... میام ... حتما ... ااااااااااااااا :D
برج سفید ... - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
باشه !حالا که اینقدر استقبال کردین ، اینم از آرشیوه !..........این روزها ، خانه های زیبا و ارزشمند قدیمی ، منبع در آمد های سرشار برای برج سازان شده ، و بیل و کلنگ هاست که خاطرات زیبا و شیرین گذشته را زیر آوار مدفون می کند ...متآسّفانه ، خانه ی قدیمی پدر بزرگ من نیز در تبریز ، از این آفت روز مصون نما...
اجازه خانوم ؟ - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
اون وقتا ( منظورم سال هزار و سیصد و تیر کمونه ! ) پنج زار خیلی پول بود .. اونم واسه یه بچه محصل اول ابتدایی .. اگه سن و سالتون به اون وقتا قد میده که هیچ .. وگرنه میتونید از بزرگترا بپرسید که با اون پول چه چيزايي كه ميشد خريد ... اون وقتا من روزي پنج زار از مامانم پول تو جيبي ميگرفتم .. وضعم توپ توپ...
مهندسه ... ماه عسل .. ساعت قدي ... - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
وقتي اسباب كشي كرديم كوي شقايق ، علي شش سالش بود ... عصرها ميرفت توي كوچه و با بچه هاي محل دوچرخه سواري ميكرد .. يه روز وقتي از دوچرخه سواري برگشت خونه ، گفت مامان يه دوست تازه پيدا كردم .. دختره ... هم سن خودمه ... خيلي خوب دوچرخه سواري ميكنه .. از پسرها هم بهتر .. اسمش مهندسه ست ! با تعجب گفتم : م...
کجاست مادر ؟ کجاست گهواره من ؟ - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
دلم تنگ شده ...دلم برای روپوش آبی آسمونی اول ابتداییم تنگ شده ...دلم برای "باز باران با ترانه" رو سقف شیروونی خونه پدریم تنگ شده ...دلم برای چراغ علاءالدینی که زمستونا کنار اتاق کوچیکمون میسوخت تنگ شده ..دلم برای کوکب خانم و تصمیم کبری و حسنک کجایی تنگ شده ...دلم برای قرص "کریسیدین بچه" که روش خال خ...
wellwoman - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
علي در خردسالي : آخ آخ مامان ، آرنج پام (!) خورد به لبه ميز ..من : قربونت برم پا كه آرنج نداره .. بايد بگي زانوم ..علي : واي مامان ولم كن ! اگه شلوار آستين كوتاه پام نبود اينقدر درد نميگرفت ..من : مامان دورت بگرده الهي .. شلوار كه آستين نداره ، پاچه داره ...علي : مامان گير داديا !! به جاي اين حرفا ب...
پرنده آبي ... - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
دخترم : مامان ؟ با بابا ميرين پرنده آبي برام پنكيك بگيرين ؟مامان ! : معلومه كه ميريم مامان .. بميرم گرسنه ات شده ؟- نه نمير مامان ! به جاش برام پنكيك بگير بيار ........ لحظاتي چند گذشت !مامان - ( در حاليكه 118 رو گرفته .. راهنماي شونصد و شيشت و چاهار ، بفرررررمائيد ) سلام خانم .. لطفا پرنده آبي .راه...
من و حافظ دوتایی با هم ... - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
مصرع اول ز حافظ ، باقی شعر از نگینمرحبا ، احسنت ، به به ، جانمی ، صد آفرین !..........."سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی"خطاب آمد : چه میخواهی ؟ در عرش ِ مرا کندی !خدایا وضع ملت سخت ناجور است و جانفرسابیا سامان بده مارا به تدبیریّ و ترفندیخدا لبخند زد : نزدیکتر شو تا ببینم منکه از اهل کجایی ؟ از بخار...
نگین دیدی که آن فرزانه فرزند / چه قد (!) شیرین شده چون حبه قند ؟! - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
زمانی که بچه هام دبستانی بودن ، خیلی باهاشون جمله سازی کار میکردم .. بخاطر اینکه جمله سازیشون و نهایتا انشا شون قوی بشه ... بتونن جملات صحیح و در عین حال زیبا بسازن و متنی شیوا و دلنشین بنویسن ...یه وقتهایی هم که سرحال بودم ازشون میخواستم با یک کلمه یک بیت شعر بگن ... اینطوری ، هم ابیات شیرین شعر پا...
من با تو فهمیدم دلبستگی بد نیست ( ادامه ) ... - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
" آقا دربست "... تاکسی جلوی پام ترمز زد .. سوار شدم ... آدرس دادم ...چه حالی بودم .. مسلمان نشنود کافر نبیند ... بعید میدونم خودِ خدا هم بدونه ... دلم آشوب میشد .. شقیقه هام میکوبید .. طلاق ... بخاطر عدم سازگاری .. بخاطر بچه ...دکتره گفت ... همین چند دقیقه پیش .. بالاخره دکتر بود .. برگ چغندر که نبو...
من با تو فهمیدم دلبستگی بد نیست ... - تاریخ: 1391/4/3 ساعت: 15:02
امروز چهاردهم مهره؟ آقا تبریک ..امروز سالگرد ازدواج ماست .. ازدواج ماست نه ها .. ازدواج ما ... ماست هم ازدواج میکنه آخه ؟ حرفا میزنین مرغ کنتاکی خنده ش میگیره ... خواستم به همین مناسبت فرخنده ، شما رو مهمون یکی از خاطرات تلخ و شیرین زندگیم کنم .. جونم براتون بگه که :آقا سه چهار سالی از ازدواجمون میگ...